آخرين مطالب

تقدس زدایی، (پیچیدن طومار مقدسات !)

خبرگزاری شهید توانا جدی ۳۰, ۱۳۹۶ 191 بازدید

عبدالروف تواناواژه تقدس برگفته از ریشه قدس بوده و به معنای پاک بودن و عاری از اشکال و نقص است.
و در منابع، محاورات و محیط‌های دینی و دین‌مداری مفهوم کاملاً روشن و عرفی دارد؛ با این تبیین که کاربرد واژه تقدس معنای ارتباط خاصی با عالم معنا و ساحت الهی را به اذهان تداعی می‌کند. از این رو است که به افراد، اشیاء و مفاهیمی که دارای بار ارزشی در جامعه است واژه مقدس را استعمال می‌کنند. مولفه‌های مقدس همواره در هر جمع و جامعه‌ای در امنیت کامل قرار داشته و ورود نامحرمانه، نامهربانانه و اعتراض‌آمیز به هیچ وجه بدون واکنش باورمندان به مقدسات، نخواهد بود.
از سوی دیگر، واژه ترکیبی «تقدس زدایی»، به معنای زدایش، و نابودی مقدسات و مظاهر ارتباط با عالم قدس الهی خواهد بود. در مقام عمل در حرکت‌ها کادرها و قالب‌های شکستن قبح گناه، عبور از خطوط قرمز یک ایدئولوژی و نظام، نفوس، ایجاد تغییر و افزایش در آن ظاهر می‌شود.
تردیدی در این نیست که هر ایدئولوژی و نظامی دارای ارزش‌ها و پایه هایی است که آن ارزش‌ها، انگیزه و محور حرکت‌ها و تحولات اجتماعی از سوی باورمندان به آن مقدسات می‌گردد.
یکی از مسایلی که استراتیژیست‌ها و دانشمندان علوم راهبردی مطرح می‌کنند این است، هر وقت که می‌خواهید به دشمن حمله کنید و یا یک نظام سیاسی را منحرف نمائید، لازم است قبل از اینکه به وی حمله کنید ابتدا به آرمان‌ها، ازش‌ها و اهداف آن‌ حمله کنید و پایه‌های آن را سست و متزلزل نمایید و سپس آرام آرام، بدون نیاز به حملات سخت و فیزیکی، خودش از بین خواهد رفت. و این همان تهاجم فرهنگی یا حملات نرمی است که مدتی سر زبانها و در نشریات و شبکه‌های جمعی جا باز کرده و تأثیرات فراوانی نیز داشته است.
دشمن با درک این موضوع، برای منحرف کردن مسلمانان و سست نمودن پایه‌های حاکمیت نظام اسلامی و در نتیجه حذف اسلام در طول تاریخ، مقدسات و ارزش‌های اسلامی را هدف حملات خود قرار داده است. آنان به خوبی می‌دانند؛ ارزش‌ها خطوط قرمزی هست که به‌هیچ وجه مسلمانان حاضر نیستند از آن بگذرند برای اینکه حصار و حفاظ خطوط قرمز را بشکنند باید راه‌های مناسب آن را پیدا کنند و آهسته و پیوسته، بجای اینکه حمله و تهاجم آنان، دست کم در دهه‌های اخیر، حملۀ نظامی – منطقی باشد، بیشتر روی حمله هنری سرمایه‌گذاری کرده و اتاق‌های فکر تشکیل داده‌اند؛ یعنی استفاده از فضای هنر و حتی طنز. وقتی میخواستند دین‌ را زیر سؤال ببرند، طبعاً خدشه وارد کردن به دین، مستلزم آن است که پیامبر را زیر سؤال ببرند، این کار را هیچگاه نتوانستند به صورت منطقی و معقول پیش برده و موفق شوند؛ زیرا با پاسخ و منطق نیرومند اسلام و مسلمانان مواجه شدند و عملاً شکست خوردند، بناءً، مسیر حملات و تهاجم خویش را عوض می‌کنند وکاریکاتور می‌کشند و فیلم موهن علیه پیامبر می‌سازند که این همه فضای طنزی و روانی هست که بیشتر جنبه تخیلی دارد تا منطقی؛ بنابراین مسلمانان باید بیشتر سنگرهای اعتقادی، ارزشی و نرم را پاسداری کنند که حملات دشمن در این فضاها، مستقیم و رودررو نیست تا همگان متوجه شده و در صدد دفاع از کیان دین باشند، بلکه این تهاجمات کاملاً مخفیانه، وسوسه‌گر و غیر مستقیم می‌باشد و این مهم، کار را برای نخبگان و سکّان‌داران دین و ارزشها به مراتب سخت و دشوار می‌سازد.
تاریخ مشحون از روایت‌ها و رویدادهای تقدس‌زدایی علیه مسلمانان و اسلام هست، به عنوان نمونه توهین به شخص پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و سلم) از سوی نویسنده‌ای دانمارکی، حریق، قرآن‌کریم توسط تری جونز کشیش آمریکایی، تدوین کتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی، کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام توسط مجله شارلی ابدو فرانسوی، توهین به مقدسات اسلامی در زندان ابوغریب، گوانتانامو، بگرام و تهاجم وسیع فرهنگی توسط توپ رسانه‌ای غربی – صهیونسیتی که این همه به منظور تضعیف و بی‌معنی ساختن مقدسات، شکستاندن قبح‌گناه در میان جوامع اسلامی و متلاشی ساختن شیرازه کانون گرم خانواده‌های مسلمان می‌باشد.
در دنیای هنرِ آزاد و غیر دینی، فیلم‌سازان‌ هالیوود با سوءاستفاده از گرایش‌های مذهبی مردم به پیشوایان دینی‌شان، در درجه نخست نیات و اهداف سودجویانه خود را از ناحیه‌ی ساخت این فیلم‌ها پیگیری کرده و پس از آن به نمایش کاملاً وارونه‌ی چهره پاک انبیاء و اولیای الهی پرداخته و آنان را آلوده و عیاش به تصویر می‌کشند، فی‌المثل حضرت موسی (ع) در اوایل فیلم «ده فرمان» به کارگردانی “سیسیل ب. دومیل” بیشتر جوانی عاشق پیشه و اشراف زاده است، خصوصاً با چهره و فیزیک “چارلتن هستن” که سوپراستار آن روزهای هالیوود بود و کم نیستند، پیامبرانی که هالیوود سعی کرد، روی پرده سینما چهره آنان را مخدوش کند.
شاید نمایش دادن چهره پیامبران در سینمای هالیوود به قداست زدایی پنهان منجر شود با وجود این اقدامات اما دین گرایی در همان غرب هم بیشتر گشته است. آنچه که مسلم است گرایش امروز جامعه غرب به سوی مضامین و باورهای دینی انکار ناپذیر است، فقط یک دلیل اثبات این مدعا استقبالی است که سه سال گذشته از فیلم «مصائب مسیح» مل گیبسن به عمل آمد و آن را در رده هشتم پرفروش ترین فیلم‌های تاریخ سینما حتی بالاتر از سری «ایندیانا جونز»‌ها قرار داد. این درحالی بود که پیش از آن به کرات درباره زندگی و به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی مسیح (ع) فیلم ساخته شده بود.
گردانندگان اصلی این استراتیژی(تقدس‌زدایی) در جهان اسلام شبکه‌ استخباراتی قدرت‌های استکباری، استعماری و استثماری است که توسط زیر مجموعه‌های‌شان(مستشرقین، صهیونیست‌‌ها، رسانه‌ها، جریان‌های تکفیری و جریان به اصلاح روشن‌فکری دینی موسوم به اعتزال نو یا نومعتزلیان، در جهان اسلام مرموزانه) تئوریزه شده و در مراکز علمی و دانشگاهی اجرا می‌شود.
تئوری‌های تقدس‌زدایانه‌ی «تاریخمندی قرآن شریف»، «عدم انتساب وحی به خداوند»، «رویاانگاری وحی الهی»، «کنارگذاشتن آموزه‌های نبوی» به بهانه اکتفا به عقل و عقلانیت، «بی‌نیازی بشر از موجود ماورائی به اسم خدا» و غیره، محصول تفکر روشنفکرانی است که با داعیه‌داری و پیرایش دین به صورت مشکوک و شبکه‌ای چند دهه روی آن‌ها کار شده و بسیاری از جوانان و حتی نخبگان فکری را دچار سردرگمی و تردید در باورهای قطعی دینی کرده است.
دشمنان اسلام با استفاده از حربه تقدس‌زدایی در تلاش‌اند که مسلمانان را در برابر مقدسات سست و بدگمان ساخته، جوانان را به پرتگاه بی‌اعتمادی و بی‌هویتی دینی سوق ‌دهند.
شاید، استفاده از این حربه به تقدس‌زدایی پنهان منجر شود؛ اما با وجود این اقدامات دین‌گرایی و گرایش امروز جامعه غرب به سوی مضامین و باورهای دینی حتی در همان غرب نسبت به جوامع اسلامی بیشتر از گذشته شده است، اما این امر ما را از تلاش در نشر اهداف ناب و نسخه اصیل اسلامی غافل نکند، زیرا ممکن است این روند، پس از اندک زمانی مسیرش عوض شده و نقشه‌های دشمن عملی گردد.
خطرناک‌تر از همه این است که پروژه تقدس زدایی در سالهای اخیر مسیر دیگری را در پیش گرفته و یک پروژه به ظاهر بومی اما در واقع کنترل از راه دور است؛ از این رو است که حلقات جعلی و قلابی مشحون با خرافات را در قالب‌های تصوف نوین که با حرکات ناشایست شان اسلام را بدنام ساخته و خوراک تبلیغاتی دشمنان شده است. همچنین یکی از اهدافی که دشمن تعقیب کرده و سخت تلاش می‌کنند، مخدوش ساختن اصل جهاد اسلامی و چهره‌ها و پیشگامان جهاد در جهان اسلام است؛ در این واخر زمزمه‌هایی نیز صورت می‌گیرد که آیین مقدس و واجب الهی یعنی فریضه حج را زیر سوال برده و مسلمانان را نسبت به این فریضه عبادی و سیاسی اسلام که در واقع صحنه اقتدار، اتحاد و یک‌رنگی امت اسلامی را به نمایش می‌گذار، بدبین ساخته و کم کم این صحنه را از وجود مسلمانان خالی ساخته و همچون بیت المقدس قبله نخستین مسلمان، قبله کنونی را از آنان بستانند.
در اخیر هوشداری به مدیران و برنامه‌ریزان حوزه‌های علوم دینی، مراکز آموزشی دینی، مساجد مقدسه و… داده شود که پروژه تقدس زدایی تنها به موارد نامبرده بسنده نخواهد کرد، بلکه این یک تراژدی سراسری علیه مسلمانان و مکتب اسلام است که با هر روش و قیمتی که شده، اگر چه گماردن افراد نالایق با القاب و عناوین جعلی و دروغین، در رأس جامعه و مراکز علوم دینی، ناکارآمدی دین و دین‌داران را در اداره جامعه نشانه گرفته و عملاً موتور محرک دین را از کار بیندازند؛ بنابراین بر ماست که در انتخاب‌ها و انتصاب‌های خویش نسبت به مدیریت مدارس و مراکز دینی به خصوص خطباء و امامان مساجد دقیق بوده و روی افراد شایسته و دلسوز به دین و آموزه‌های دینی حساب باز کرده و سرمایه گذاری کنیم و نگذاریم که چهره‌های قلابی، خود را به جای چهره‌های واقعی قالب کنند.

بقلم: عبدالروف توانا

 

پاسخی بگذارید »

*

code