آخرين مطالب

قاتلان سفاک از سرنوشت شوم قاتلانِ امام حسین(رض) بیآموزند

خبرگزاری شهید توانا سنبله ۲۴, ۱۳۹۷ 6 بازدید

امام زهری (رح) میفر ماید، از کسانیکه در قتل امام حسین دست داشتن هیچ احدی نبود که قبل از آخرت درهمین دنیا، بکیفرِ جنایت ناروای خود نرسد، بعضی ها کشته شدند، بعضی ها روسیاه شدند یا مسخ شدند، بعضی از دولت وسلطنت سلب شدند کسانیکه می خواستند نهال شهوات باغ نفسانی وامیال شیطانی وبهار جاه ومنزلت خود را با خون انسانان پاک واقعی درریحان پیامبر خدا(ص) آب یاری کنند دیری نپائید که دست قهرالهی بصورتهای مختلف ازپشت پرده غیب ظاهر شد و باغ وبهار استبداد منشان وستمکاران را برنگ خرمن سوخته وبستان خزان دیده در آورد وکاخِ جور وستم را از بیخ وبنیادش برکند چندان امان نداد که شب را سحر کند.
اما شخصیت، بزرگواری وعظمت مردان باخدایی که بخاطر سربلندی کلمه الله در معرکه نبرد حق وباطل عاشقانه جان باختند ودرمیدانِ شهادت گوی سبقت بردند در طول تاریخ جامعه انسانیت پس از گذشت سالهای متمادی برحال خود باقی ومداوم وروز بروزدر ترقی وتداوم ورونق خون سرخ شهادتشان با کهنه ترشدن مدت وزمان افزایش می یابد وبعد از سالها هنوز هم بقلوب مؤمینن طراوت وتازگی ایمانی می بخشد و جزباتِ مسلمانی وغیرتِ انسانی را تحرک می بخشد، بقول شاعرِ مشرق علامه لاهوری
شوکتِ شام وفرِ بغداد رفت سطوتِ غرناطه هم ازیاد رفت
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز تازه ازتکبیر او ایمان هنوز
ای صبا ای پیک دور افتاد گان
اشکِ ما بر خاک پاکِ او رسان
در اینجا یاد آوری این نکته لازم است که این کیفر، سزای اصلی اعمال کثیف و ننگین شان نبود بلکه یک نمونه کوچکی از آن میباشد که بمنظور عبرت گرفتن ستمگران وخون آشامان دنیا نشان داده شده است کیفر اصلی وسزای حقیقی آن جنایتکا ران ذخره روز آخرت میباشد که سرایِ حقیقی وجاودانی جز ا وسزا است.
مولانا عبدالر حمن جامی میفرماید:
وبصحت رسیده است که هیچکس از قاتلانِ امیر المومنین حسین (رض) واز (قاتلان ) اصحابِ وی رضی الله عنهم نمانده که پیش از مر گ فضیحت نشد، مبتلا نگشت وبقتل یا ببلای دیگر
چند نمونه ازین کیفر قبل از آخرت را ما برای استحضارِ شما ذیلاً درج می کنیم.
قاتل حضرت حسین (رض) کور شد
علامه سبط ابن جوزی (رح) روایت کرده است که یک پیر مردی که در قتل حضرت حسین (رض) شریک بود ودفعتاً کورشد مردم علتِ کوریش راسوال کردند گفت: من رسول الله (ص) را بخواب دیدم که آستین ها را بالا زده شمیشیر بدست مبارک دارد ودر جلوِ آنحضرت (ص) پوستینی که برآن مردم می کشند ومفروش است واجساد سربریده ده نفر از قاتلان حسین (رض) برآن فرش افتاده است، سپس آن حضرت (ص) مرا تهدید کرد ومیله ای ازخون حسین (رض) درچشم های من زد، بامداد چون از خواب بیدار شدم کورشده بودم
چهره قاتلِ حضرت حسین (رض) سیاه شد
ابن جوزی(رح) نقل کرده است، کسیکه سرِ مبارک حضرت حسین (رض) را بگردنِ اسبِ خود آویزان کرده بود بعداً درحالی دیده شد که چهره اش بمانند قِیرسیاه شده بود، مردم بَوی گفتند که تودرمیان همه عرب بسیار خوش قیافه بودی حالا چه شده است، وی گفت: ازان روزی که من این سر را بگردنِ اسب خود آو یزان کردم هرگاه که بخواب میروم دوشخص بازوهایم را گرفته می برند ودر آتش افروخته ای مرا می اندازند که بر اثرحرارتِ آن می سوزم، بعد از چند روزی بهمین حالت هلاک شد.
قاتلِ حضرت حسین (رض) در آتش سوخت
ابن جوزی از سری نقل کرده است که وی مردی را دعوت کرد، در مجلس دعوت، گفتگواز قاتلان حضرت حسین (رض) بمیان آمد که تمام افراد شریک در فتلِ آنحضرت(رض) دردنیا بسزای اعمال خود رسیدند، آن مرد گفت: این حرف غلط است، زیرا من در قتل وی شریک بوده ام واینک مرا هیچ طوری نیست چون آن مرد برخاسته بخانه اش رفت به درست کردن فتیله چراغ پرداخت نا گهان لباسهایش آتش گرفت ودر جا بسوخت، سری میگوید صبح بعد شخصًا اورا دیدم که بما نند زغال سوخته بود.
کسیکه حضرت حسین (رض) را تیر زده بود براثر شدت تشنگی هلاک شد
برشخصیکه حضرت حسین رضی الله عنه را تیر زده بود واز آب نوشیدن، انحضرت (رض) را مانع شده بود خداوند متعال تشنگی را با چنان شدّتی مسلّط فرمود که بهیچ عنوان بر طرف نمی شد هر اندازه که آب می نوشید بازهم از تشنگی برخود می پیچید تا اینکه از نوشیدنِ آب زیاد وشکمش ترکید وهلاک شد
هلاکت یزید ونابودی یزید
پس ازشهادتِ حضرت حسین(رض) ویارانش یزید نیز یک روز آرام نیافت واز آسائش بهره نگرفت درتمام بلادِ اسلامی حس خونخواهی خون شهد ا اوج گرفت وبغاوت ها شروع شد، زنده گی وی بیش از دوسال وهشت ماه وبنا به روایتی بیش از سه سال وهشت ماه وفا نکرد، دراین مدت کوتاه در نظر مسلمین منفور ودر قلب آنان مغبوض شد وایام زنده گی را با کمال خواری ونگونساری وذلت به سر برد وبا همان حالت منفوری، مبغوضی وخواری به هلاکت رسید.
مسلط شدنِ مختار بر کوفه وهلاکتِ پرعبرت قاتلانِ حضرت حسین(رض) بعداز شهادت آنحضرت سلسله گونا گون آفات بر قاتلانِ وی ادامه یافت در سال شصت وشش هجری یعنی پنج سال بعد از شهادت حسرتناک حضرت شهسوارِ کربلا (رض) خداوند متعال مختار ثقفی را بر مناطقِ کوفه وعراق مسلط کرد تا از ستم پیشگان انتقام خون مظلوم سرور جوانان بهشت را بگیرد.
مختار با کمالِ قدرت به تلاش ودستگیری قاتلان پرداخت ویکی، یکی همه را پیدا کرده بقتل رسانید، در یک روز دوصد وچهل وهشت نفر را بجرم شرکت دراین جنایت عظیم کشت وسپس به شناسایی ودستگیر افراد سرشناس پرداخت.
عمرو بن حجاج ربیدی در حال تشنگی وگرما فرار کرد بر اثر غلبه تشنگی بیهوش شده بزمین افتاد وسرش بریده شد.
شمر ذی الجونش که در باره حضرت حسین (رض) ازهمه شقی ترو شدید تربود گرفته وکشته شد وجسد ش جلو سگها انداخته شد عبدالله بن اُسَیده جهنی وحمل بن مالک ومالک بن بشیر را محاصره کردند آنها تقاضای رحم کردند را پیش کردند مختار گفت: ای ستمکاران شما بر سبط رسول الله رحم نکردید چگونه بر شما رحم کرده شود همه را کشتند وچون مالک بن بشیر کلاهِ حضرت حسین را از سر براشته بود هردو دوست و هر و دوپایش را قطع کرده جسد نیمه جانش را به میدان انداختند تا به رسوایی جان سپرد. عثمان بن خالد وبشر بن شمیط درقتل مسلم بن عقیل(رض) کمک کرد ه بودند، کشته وسوخته شدند.
عمر بن سعد که فرمانده لشکرِ ابن زیاد بود کشته شد وسرش پیش مختار آورده شد پسرش حفص را جلوتر از آن دستگیر کرده نزد مختار آورده بودند، مختار از وی پرسید آیا میدانی این سر از کیست؟ حفص در جواب گفت بله، ومن هم بعداز وی زنده گی را دوست ندارم اورا هم کشتند، مختار گفت کشتن عمر وبن سعد در عوض حضرت حسین(رض) وکشتن حفص بعویض علی بن حسین (رض) بود ودر واقع باز هم برابر نیستند زیرا اگر من یکچهارم تمام مردم قریش را بکشم بازهم بایک انگشت حضرت حسین(رض) برابر نخواهد بود.
حکیم بن طفیل که حضرت حسین (رض) را تیرزده بود، بدنش را تیر سوراخ سوراخ کردند وبهالاکت رسانیدند- زید بن رفاد که عبدالله فرزندمسلم بن عقیل (رض) را به تیر زده بود وی در آن حال بادستِ خود پیشانی خود را پوشانید تیر برپیشانی وی طوری خورد که دست اش را به بر پیشانی دوخته میخ کوب کرد، اورا دستگیر کرده اولاً بر وی تیر اندازی وسنگباری کردند وسپس زنده در آتش سوزانده شد.
سنان بن انس که سرمبارک شهسوارِ کربلاه را بریده بود از کوفه فرار کرد، خانه اش را منهدم کردند- حرمله بن کاهل وخولی نیز با کمالِ بدبختی وذلت به کیفر دینوی اعمال شقاوت بار خود رسیدند وبفرمان مختار ثقفی بهالاکت رسانیده شدند.
نابودی عبید الله بن زیاد
بعد از این اشقیا مختار بفکر ابن زیاد افتاد وفرماندهان خود را به تعقیب وی فرستاده دستور داد که وی را زنده یامرده به نزد وی ببرند، ابن زیاد به مقابله برخاست ولی دیری نپائیده که بدست ابراهیم بن مالیک اشتر کشته وبخاک هلاک افگنده شد وسرش بریده به پیش مختار برده شد.
حضرت مولانا عبد الر حمن جامی (رح) می فرماید: یکی ا زثقات گوید که چون سرهای عبید الله بن زیاد واصحاب وی را بمسجد کوفه آوردند ودر رحبه بنهاد ند من به آنجا رسیدم، که آ واز مردم شنیدم که می گفتند، آمد، آمد نا گاه ماری آمد وبمیان ان سر ها درآمد وبه سوراخ بینی عبید الله بن زیاد رفت وساعتی درنگ کرد وبیرون امد وبرفت تا غایب شد، باز مردم گفتند که آمد، آمد دیگر بار آن مار آمد وآنچه پیشتر کرد بود کرد واین چند بار مکرر شد پس ازخواندن وشنیدن این جریانات عبرت ناک سر انجام قاتلان جفاکار حضرت حسین رضی الله عنه بی اختیار این آیه کریمه بر زبان جاری وتکرار می شود
کَذالِکَ الّعذَ ابُ ولَعَذَابُ الا خِرهِ اَکبرُ کَانُوا یعَلَمون
ترجمه: این چنین است عزاب، ویقیناً عزابِ آخرت بزرگ تر است اگر آنها میدانیستند-
هر آنکس که هواس ظلم وستمکاری را در سر میپروراند و درغرور ونخوتِ مال ومنال وقدرت مخمور ومغروراست این واقعات را بار بار بخواند ودرس عبرت گرفته ازچنین خیال باطل دست بردارد وبقدرت دو روزه خود فخر وناز نکند وظلم را بربندگان خدا روا ندارد که عاقبتِ آن نا بودی ورسوایی است.
بترس از آه مظلومان که هنگام دعاکردن اجابت ازدرِ حق بهر استقبال میآید.
آه مظلومان به هنگامِ سحر مسندِ شا هان کند زیر وزبر

بقلم: استاد عبدالرووف توانا

پاسخی بگذارید »

*

code