آخرين مطالب

افغانستان بهشت مافیا جهنم جوانان

خبرگزاری شهید توانا اسد ۲۲, ۱۳۹۷ 49 بازدید

امروزه عوامل و علل انحراف، گمراهی وفساد اخلاقی نسل جوان بشکل غیر قابل تصوری فزونی یافته است، جوانان جامعه‌ی عصر حاضر در منجلاب از گناه و فساد دست و پا می زنند، جاذبه های کاذب بر ذهن و روح آنان مستولی شده و عوامل انحراف از هرسو آنان را احاطه کرده است، که این همه را  نمیتوان به علت واحدی نسبت داد، بلکه ناهنجاری ها و بدکاری ها و اعمال منحرفانه‌ی جوانان علت‌های مختلف وعوامل متنوع دارد که برخی از برخورد های والدین وخانواده  در آوان کودکی و طفلی او برمی گردد که بالاخره مکتب ومدرسه و محیط و … همه اثرات مطلوب ونا مطلوب خود را در جوان می گذارد، بنده من‌حیث یک جوان خواستم ادای رسالت نمایم، روی برخی این علل وعوامل جهت انعکاس نابسامانی های جوانان قلم فرسایی کنم.

جوانی نعمت ارزشمند در زندگی انسان است، نعمتی که زود گذر است، سرمایه دنیا و آخرت انسان، سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت از همین مرحله آغاز میگردد، انسانهایکه به مدارج عالی علمی و انکشاف مهارت ها دست یافته اند، دقیقا این مرحله از زندگی شانرا درست استغلال کرده و بجا استعمالش کرده اند.

انسانها به بد بختی و تیره روزی در تمام عمر دست و گریبان اند، دقیقا در دوران جوانی به کار های دست زده اند که ایشان را به این حالت رسانیده است.

تمام فرصت های در زندگی انسان نعمت و قابل قدر است اما جوانی مرحله است که ارزش آن از همه بیشتر است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم فرموده است:در روز قیامت از تمام نعمت هایکه انسان در دنیا داشت مورد بازخواست قرار میگیرد، یکی از نعمت ها جوانی است چنانچه در روز قیامت از فرزندان آدم پرسیده میشود جوانی اش را در چی کار کهنه کرده است عمرش را چگونه به فنا داده است مالش را از کجا بدست آورده است و در کجا به مصرف رسانیده است و از علمی که آموخته چی عمل کرده است.

جوانان معبر مطمئن ملت‌ها به سمت پیشرفت، ترقی و آبادانی است. زمانی که حرف از پذیرش مأموریت و مسئولیت‌های سنگین به میان می‌آید، اشاره به‌سوی جوانان است. زمان مسئله دفاع از کشور، قیام‌های ملی و اعتراضات مطرح می‌گردد، همین جوانان هستند که در خط نخست قرار دارند.

جوانان در طول تاریخ نقش ادای مسئولیت خود را در برابر جامعه ثابت نموده اند؛ این قشر پر انرژی ومقاوم مستکبرترین حکومت‌های استعماری واستبدادی که عرصه را برای زندگی مردم تنگ و در مقاطع مختلف حتی دعوای خدای نموده بودند، با مبارزه ی خستگی ناپذیر وایثار بی دریغ خود بزرگ‌ترین سقوط داده به گورستان تاریخ دفنش نمودند.

جوان باایمان و وطن‌دوست در هیچ شرایطی با فساد، جنایت، ظلم و بی‌عدالتی معامله معامله ومجامله نمی کنند. چون آنها می‌دانند در جامعه‌ی که طاغوت و نمایندگان آن‌ حکومت کند؛ انسان‌های فاقد ایمان تسلیم زور، زر و تزویر می‌گردند. انسانهای ایمان ضعیف ومعامله گرذوب و نابود می‌گردد. زمانی فرامی‌رسد، بیان حق که بالاترین جهاد درراه خداست، جرم وگناه محسوب می‌شود، که حفظ ایمان در چنین شرایط نهایت دشوار خواهد بود.

بدون شک اگر جوانان به سمت‌وسوی درست هدایت گردند؛ قدرت پروردگار در وجود آن‌ها نمایان خواهد گردید. اما اگر این نیرو توسط مفلوک‌ترین انسان‌های ‌‌شیطان‌صفت استفاده شد و اگر جوان خود راه را برای استفاده شدن هموار کرد، درنتیجه از این نیرو برای اعمال منفی و مخرب به کار گرفته خواهد شد که پیامد آن فلاکت و بدبختی برای جوانان و ملت‌ها چیزی دیگری نخواهد بود.

بنا برین، مواد سوخت هر جنگی جوان است؛ جوانان هم در میدان جنگِ های ‌گرمِ نظامی وهم در صحنه های جنگِ نرم فکری، در تضاد وتقابل ایدئولوژیکی بیشترین صدمه و ثلمه را متقبل گردیده‌اند. در طول دو جنگ جهانی اول (۱۹۱۴م) و دوم (۱۹۳۹م) ۸۰ میلیون انسان کشته شد که بیشتر از ۹۰ درصد آن جوانان بودند. در زمان جنگ سرد (۱۹۴۷م) میان دو قطب متخاصم (غرب و شرق) یکی از مهم‌ترین هدف هر دو طرف متوجه جوانان بود، تلاش می‌کردند جوانان را سرگرم به مسائل جنسی و شخصی نمایند، جوان را آلوده به مواد مخدر و مسکرات سازند. ذهن جوان را منحرف از آرمان‌های اصلی و اصیلشان نمایند، هویت جوانان را از آنها بگیرند وشخصیت آنها را کوچک سازند و آن‌ها را در محور چیز های بی اهمیت و کوچک مصروف نمایند، تا بالاخره ایمان که قوه تحرک و ابتکار هر شخص است، از جوانان سلب گردد که هیچ‌گاهی توانایی ایستادن و رویاروی با دشمن و حتی حرف زدن درباره دفاع از کشور و ملت را نداشته باشند.

باید گفت باختم جنگ سرد هنوز هم این رویکردها از طرف قدرت‌های استکباری برای هدف قرار دادن دولت‌های و ائدیولوژی‌های ‌که در مقابله با تمامیت‌خواهی و اندیشه‌های استکباری می‌ایستند دنبال می‌شود.

وظیفه جوانان در جامعه تحول‌آفرینی و ساختن کشور مترقی و متعالی، روشنگری و بیداری و خدمت‌گزاری به مردم است، این رسالت را زمانی یک جوان به‌درستی انجام خواهد داد که وی معرفت و دانشی که نیاز دارد کسب کند. جوانی یک نعمت بزرگی است که یک‌بار به هر انسان داده می‌شود؛ یک دوره‌ی معینی هم دارد. تا مدتی که در این مرحله قرار داشته باشیم می توانیم از فیوضات و برکات این مرحله  استفاده کنیم. ذخیره‌ای که در جوانی فراهم می‌کنیم، این ذخیره‌ی همه‌ی عمر ما است.

اهمیت جوانی در این است که این مرحله بهترین دوران برای خودسازی، آگاهی، کسب دانش و خوب‌ترین دوران برای رسیدن به معرفت و حقیقت هستی است.

جوانی دوره‌ی سرشار از امید و نشاط است که گاهی فکر می‌کنی چنان قدرتی در وجودت تمرکزیافته که حتی تمام قدرت‌های دنیا یکجا شوند، بازهم نمی‌توانند در مقابله با تو پیروز شوند، که این خود نعمت بزرگی است که باید قدر آن را قبل از دست دادن بدانیم و از آن به وجه احسن پاسداری و استفاده بکنیم.

تقوا وطهارت، بلند کردن پرچم عدالت‌خواهی مبارزه درمقابل مستکبران، حمایت از مستضعفین، تقویت بنیه دینی و مجهز شدن به دانش و اطلاعات روز، پی بردن به دانش فنّاوری روز، استفاده مؤثر و درست از آن در جهت باروری خود و جامعه، اجتناب از خشونت و تندخویی، ظلم نکردن به دیگران، صبوری در به دست آوردن نتیجه زحمات و تلاش‌ها، اثرگذاری مثبت بر محیط و حفظ هویت ملی و شخصی از مهم‌ترین وظایف دوره جوانی هست که باید جوانان عزیز دراین‌باره دقت داشته باشند و در انجام آن‌ها لحظه‌ی غفلت نکنند.

از ویژگی‌های دوره جوانی داشتن نیرو، قدرت، ابتکار، اصلاح‌طلبی و اصلاح‌پذیری، حق پذیری و دفاع از حق، پاک‌دامنی، روشن‌بینی، تلاش در کسب معرفت، باهوشی، شجاعت، فداکاری، امانت‌داری و… است.

با توجه به موارد ذکرشده، بهتر خواهد بود تا چالش‌های که نقش جوانان را تضعیف می‌کند و جوانان را از سمت‌وسوی اصلی و از مسیر مستقیم به بی‌راه می‌کشاند ذکر نمایم، تا با روشن شدن این چالش‌ها علت‌ها و راه‌حل‌های متناسب به آن را پیشکش گردد.

مسئله جوان در کشور ما تفاوت کلی با هر مسئله دیگر دارد؛ که بدبختانه افغانستان به بهشت مافیا و جهنم جوانان مبدل گردیده است. حلقات مافیایی از پوست و رگ و خون و نیروی جسمی جوانان به نفعشان استفاده می‌کنند. امکانات اکثر جوانان به خریدن مواد مخدر و مسکرات به مصرف می‌رسد که متأسفانه همه این‌ها زندگی جوانان را مبدل به جهنم می‌سازد.

زمانی که جوان به مرحله جوانی می‌رسد و هویت جدیدش شکل می‌گیرد، مایل است شخصیت جدید او به رسمیت شناخته شود و انرژی که در جودش متراکم شده و توانائی‌هایی که ازلحاظ جسمانی و ازلحاظ ذهنی در خود احساس می‌کند، مورداستفاده قرار بگیرد ولی از این نیرو و انرژی هیچ‌گاهی استفاده و بهره برادری بهینه و درست صورت نگرفته و برعکس همیشه سرکوب می‌شود که جوانان از این وضعیت متأثر می‌شوند که درنتیجه احساس بیهودگی و بی‌کفایتی می‌نمایند، حس و انرژی که در بدن دارند بیکاره و بی‌فایده تلقی نموده و امید و آرزوی های شأن به باد فنا افکنده می‌شود.

جوانان کشور در اکثر مواقع به چالش‌های ذیل روبرو هستند:

رفتن به قلیان خانه‌ها و کروکی‌‌ها.

علت: نبودن محیط‌های مناسبت برای تفریح و صرف کردن وقت بیکاری.

اذیت و آزارهای خیابانی.

علت: عدم توجه خانواده‌ها در تربیت و پرورش درست و کامل فرزندانشان وبی‌اعتنای وبی‌توجهی خانواده‌ها مسایل اساسی وسرنوشت ساز بچه هاشان، ومقدری هم نبودی کار و مصروفت شغلی مناسب.

گسترش روزافزون استفاده از مواد مخدر و مسکرات و استفاده از قرص(تبلیت‌های) نشه کننده و جنسی.

در کشور ما بیشتر از ۵ میلیون معتاد یعنی از هر ۱۰ نفر بیش از ۵  نفر بطور معتاد زندگی می‌کند. این‌ها قبل از اینکه بمیرند مرده‌اند و بار دوش جامعه و خانواده‌ها شده اند.

علت: درک اشتباه از رسیدن به اوج لذت‌های زندگی و جنسی و مقابله با مشکلات زندگی.

افتخار در داشتن به تعدد روابط نامشروع و شهوت‌رانی.

علت: تهاجم وسیعی فرهنگی دشمن با استفاده از امکانات مدرن و فنّاوری روز، خلای فکری و ائدیولوژی دینی. تشویق اساتید سکولار و بی‌دین به خلط جنسیتی و نزدیک بیش‌ازحد دختران و پسران و گرفتن دوست‌دختر و دوست‌پسر.

کاهش روزافزون مطالعه و تحقیق در میان جوانان.

علت: متأسفانه هستند کسانی‌که حتی سواد برای نوشتن ندارند؛ ولی به استفاده از روابط و واسطه جایگاه های بلند بدست آورده دانشگاه های نامدار را مصروف خود ساخته اند. اما جوانان که توانایی تحقیق و پژوهش را دارند به دلیل نداشتن شناخت، واسطه و ثروت از رفتن به دانشگاه‌ها محروم شدند. از علت‌های دیگر آن نداشتن هدف در زمان تحصیلی، نبود برنامه‌های کارا و مؤثر در دانشگاه‌ها و مکاتب برای روی آوردن جوانان به مطالعه و پژوهش.

خیال‌پردازی زندگی آمریکایی، اروپایی و ترکی با استناد از سریال‌های که در شبکه‌های تلویزیونی وابسته برای منحرف ساختن جوانان و به‌خصوص دختران پخش و نشر می‌گردد.

علت: عدم درک نادرست از زندگی‌های نمایشی سریال‌ها که باید. گفت حتی آن زندگی که در سریال به نمایش گذاشته می‌شود در خود همان کشورها محقق نیست، ولی برداشت اشتباهی در کشور ما است که تمام مردم در کشورهای غربی همان‌طور زندگی می‌کنند درصورتی‌که آن زندگی، زندگی دائمی نیست بلکه نمایشی است. دشمن تلاش می‌کند به‌وسیله تهاجم فرهنگی چنین زندگی‌های کاذب را الگو جوانان قرار دهد.‌

متأسفانه ملت‌های در سطح جهان بودند که هیچ‌گاهی در میدان جنگ نظامی تسلیم نشدند، ولی با حربه جنگ نرم اشغال فکری خیلی ساده وزود از دورن متلاشی‌شدند.

بهترین نمونه برای این ادعا سقوط ومتلاشی شدن اتحاد جماهیر شوروی است، اتحاد جماهیر شوروی سابق ازلحاظ تسلیحات نظامی به‌مراتب قوی‌تر از دشمن ائدیولوژیکی خود (غرب) بود و پیشرفته‌ترین تسلیحات نظامی را اختیار داشت ولی بعد از نزدیک به سه دهه مقابله با وارد شدن فرهنگ غربی، این کشور مقتدر، با تمام تسلیحات وساز برگ جنگی اش، در برابر جنگ سرد ونرم بلوک غرب متلاشی شد و به گودال تاریخ دفن گردید.

گورباچف آخرین رهبر شوروی (کسی که اجازه راه‌اندازی شعبه «مک‌دونالد» را داد) درباره علت فروپاشی شوروی می‌گوید: «وقتی‌که اولین شعبه «مک‌دونالد» در مسکو افتتاح شد، مردم در آن سرمای مسکو برای خوردن برگر آمریکایی هفت کیلومتر صف کشیدند، ما غفلت کردیم، زنگ خطر با اولین شعبه «مک‌دونالد» در شوروی به صدا درآمد و راز فروپاشی ما فقط یک‌چیز بود……..»

نداشتن هدف مشخص و معین برای آینده.

علت: خالی بودن ذهن، نداشتن جهان‌بینی و قدرت برای کار و ابتکار.

عدم هم پذیری و هم‌گرائی میان جوانان و گسترش روزافزون تعصبات قومی، لسانی، حزبی و مذهبی.

علت: شوربختانه در جامعه امروزی اگر یک جوان بخواهد به مقام و منصب برسد باید از مسیر تعصبات قومی و لسانی و حزبی عبور کند.

قرائت‌های نادرست از اسلام در میان جوانان.

علت: جامعه دینی ما همان جامعه یک قرن قبل است، اکثراً علمای دینی به‌روز نیستند از مسائل جهانی و حتی کشوری کوچک‌ترین آگاهی ندارند. تفسیر از آموزه‌های اسلامی بر اساس نیازمندی روز ندارند. مبلغان دینی عموماً حرف جدیدی برای گفتن ندارند، که همه این باعث می‌گردد، دشمنان دین از خلای موجود استفاده لازم نمایند و ذهن جوانان را به سمت‌وسوی افکار ضد دینی سوق می‌دهند، مبتنی بر اینکه دین اسلام دین کامل نیست، به‌روز نیست، جوابی به نیازهای روز ندارد و دین را به مسجد، مرده‌خانه و رفتن به قبرستان محدود کنند.

شکسته شدن قبح گناه در جامعه و به‌خصوص در میان جوانان.

علت: ارتکاب مکرر گناه و بی‌تفاوتی در انجام آن.

در فرجام امیدوارم که جوانان عزیز با هوشیاری و درک از وضعیت نابسامان کشور و تهاجم گسترده فرهنگی رسالت خویش را شناخته و در رفع چالش‌ها گام‌های استوار ومتین بردارند، تا خدا بخواهد کشور توسط نیرو و قوت جوانان آباد گردد.

رسالت بزرگان کشور است تا به جوانان را از عینک جوان و از منظر جوان بنگرند. آرزو، توقعات و احساسات جوانان را درک کرده و زمینه رشد و شکوفایی آنرا مساعد ساخته و وجایب ایمانی و ملی خویش را در قبال این قشر عظیم انجام دهند.

بقلم: عبدالصبور توانا

پاسخی بگذارید »

*

code